سلام

هو المعز

سلام

بی مقدمه میرم سر اصل مطلب و تنها توضیحی مختصر درباره مطالبی که میذارم میگم.

اصولا یه همچین آدمی هستم....

اول به مناسبت عید سعید قربان و به منظور تبریک عید دو تا دوبیت از مولوی جان

آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو

وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت میکنند

خواهی که تو ر کعبه کند استقبال

مایی ومنی را به منا قربان کن

میخوام یه شعری از خودم بذارم که برای تقدیر از بازی های زیبای والبالیست های کشورمون در مسابقات مردان حهان به نمایش گذاشتنند سرودم اما میدونم که خیلی دست وپا شکسته و پر غلطه بنابراین از شما میخوام که بخونید ونظر بذارید و ایرادامو بگیرید 

سپاس...

 

 

شروع گشت بازی به سوت سران

"پراکنده شد نام دیوانگان"

تماشایی آنگه بزد آبشار

"جهان تیره شد پیش آن نامدار"

به عرف مکان پاس کوتاه داد

وز ان جمله را ترس در تن فتاد

به صیدش برفت سید شیرمرد

همان توپ را که مهاجم بکرد

و شد پخش توپ با دفاع دو دست

که فریاد ناز شستت به تهران برفت

هوادار ناخواست به بالا بخاست

و قد ها همه شد به ترتیب راست

همینگونه طی گشت در بادیه آن ستش

برافراشت ایران زمین هیبتش

در انجام بردیم با اقتدار

همانگونه میرفت از انتظار

غفور و ظریف و غلامی به قد

فزودند بر برترینان یه اد

چه گویم از این پهلوانان نیکو سرشت

که کردند تغییر در سرنوشت

بیایید قهرمانان بیایید باز 

به میهن به آن افتخارات ناز

بیارید بر ما از آن یک مدال 

که از شادی اش سور باشد همی یک جوال

فقط یه نکته ان که این شعرو باید حماسی بخونید و حواستون به فراز و فرودا باشه تا وزن دزست دربیاد

البته بعضی جاهاش مکن واقعا مشکل وزنی داشته باشه که خوشحال میش بگین

خلاصه گذاشتم که نقدش کنید

راستی من: زهرا

/ 3 نظر / 3 بازدید
مهسا

سلااااام.بانوی شاعر،خسته نباشی.ميگما،وقتی تونستی خودتونويسنده کنی،امتن اینو کپی کن بعداین مطلبوحذف کن،دقیقا همینو به اسم خودت بذار....با سپاس!

nafiseh

سلام عزیزم اشکال هارو که بهت گفتم اصلاحشون کن تا شعرت بدرخشه مثل همیشه

مژگان

سلام از اسم من استفاده میکنی دستت درد نکه. خودم یهو شوکه شدم من کی پست گذاشتم خودم نمیدونم. شعرت هم یک بار خودت خونده بودی ولی بازم ازش خوشم اومد.[بغل]