حافظ عزیز

سلام

ببخشید به دلیل فشردگی برنامه هام نمیتونم زود به زود بیام سر بزنم.

میخوام براتون یه غزل از حافظ بذارم که خیلی باهاش حال میکنم.

البته کلا نمیشه با غزل حافظ حال نکرد

ما درس سحر بر سر میخانه نهادیم

محصول دعا در ره جانانه نهادیم

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش

این داغ که ما در دل دیوانه نهادیم

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد

تا روی درین منزل ویرانه نهادیم

در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را

مهر لب او بر در این خانه نهادیم

در خرقه از این بیش منافق نتوان بود

بنیاد ازین شیوه رندانه نهادیم

چون میرود این کشتی سرگشته که آخر

جان در سر آن گوهر یکدانه نهادیم

المنت الله که چو ما بی دل و دین بود

آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم

قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ

یا رب چه گدا همت و بیگانه نهادیم

زهرا

/ 5 نظر / 5 بازدید
مهشيد خانم

سلام دوست من خوبي؟وبلاگتو ديديم دلم نيومد نظر ندم واست.اگه دوست داري بازديد وبلاگت بره بالا و افراد زيادي هر روز بهت سر بزنن به سايت زير برو و با بزرگترين دايرکتوري وبلاگنويسان تبادل لينک کن. www.mihanlinks.ir

مهسا

زهرا جون تورو به ریش مرلین قسم خودتو نویسنده کن بعد مطلب بذار....!خواهش میکنم...التماس میکنم...اصلا اگه میخوای بگو با ایمیل خودم نویسنده ات کنم شناسه ورمزتو بهت بگم....از دست شما!

arshia

زهرا یعنی کدوم زهرا؟! زهرای هندو یا اوس جمشید برقکار؟![متفکر] به هر حال هر کدوم که هستی خوشحالم که هستی دلم تنگ شده بود[دلشکسته]

مژگان

من هی میام میبینم پست گذاشتم خبر ندارم شوکه میشم میرم تهش میبینم یکی دیگه است ولی اشکال نداره راستی اهنگ این رو شهرام ناظری خونده

سلی

به ریش مرلین قسم یکی بیاد منم نویسنده کنه!