تولد...!

ﺣﺎﻻ ﮔﺎﻭﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﺮﻏﺪﺍﺭﯼ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﻬﺮ

ﻣﯿﺴﺎﺯﻥ ﻗﺎﺑﻞ ﺩﺭﮐﻪ ﺑﺮﺍﻡ!

ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ

ﻫﺎ ﺭﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻥ؟

 

 

آدم باس یه رفیق داشته باشه، شبای امتحان بزنگه بهش بگه :چند صفحه خوندی؟

اونم بگه :چیووووو؟؟؟؟

تا یه کم دلش گرم شه!خدا رو شکر ما ازاین دست دست رفقا زیاااااااد داریم!

 

 

 

از یک استاد دانشگاه:

به دانشجوها گفتم ایمیلهاشون را برام بفرستناینا ایمیل هاشونه:

...گودزیلا 125

جی جی سوسولپیشی ملوس نازیجیجلتو

بوخولم_112

i want closer wooow2231

sharj midam _web migiram 69

قیافه استاده :|

 

 

 

 

استاده یک جوری ذل زده بهم داره درسو توضیح میده که خودم خجالت میکشم تواین شرایط پست بذارم...

ولی خب مجبورم میفهمین؟؟؟؟؟

ازدوحالت خارج نیست یافهمیده هیچی بارم نیست یابقیه خوابن:))))))) 

 

 

 

این منم، تازه از سر جلسه امتحان بلند شدم، همه چی عادیه هیچ چیز غیر طبیعی نمی بینید،

...

...

...

پوشک دانشجویان ایزی لایف مخصوص امتحانات!

 

 

 

به 1 نفر میکن درد کلیه بدتره یا 3 گل خوردن تو 10 دقیقه ؟ میکه هنوز کلاستون تفکیک جنسیتی نشده بفهمین چه دردی داره !قابل توجه نفیسه و زهرا!!!!!

 

 

 

 

تو دانشگامون یه بنر زدن تحت عنوان منشورِ امر به معروف و نهی از منکر ...

 برای دخترا چن مورد نوشته :

 .

 - از انداختنِ چادر رویِ شانه ها اکیدا خودداری شود و کاملا روی سر باشد .

 - از جوراب مناسب استفاده شود ( جورابِ مشکی پاریزین )

 - استفاده ی کلیپس های حجم دار و بام تل ممنوع .

 - در صورت مشاهده ی صحبت کردن با پسران بیش از 5 دقیقه برخورد خواهد شد .

 امروز همه اینطوری

 بودن تو دانشگاه

 به استاد معارفمون میگم باید یه بند اضافه کنند که استفاده از خودکار های رنگی برای بانوان اکیدا ممنوع .

 میگه چطور؟

 میگم آخه ما گاهی خودکارای رنگ بنفش و صورتی دستِ دخدرا میبینیم تحریک میشیم :

 

 

 

 

 

تو دانشگاه رفتم سمت دانشکده کشاورزی! دیدم پشت دانشکده یه مزرعه کوچیکه گوجه فرنگیه...!!!

تا شروع کردم به خوردن ، یه دختره داد زد: پروژه پایان ترمو نخور!

 

 

 

تو دوران دانشگاه با بعضی از بچه ها بد جور تیریپ مرام و معرفت داشتیم و هی تعارف به هم تیکه پاره میکردیم.مثلاً دوستم رد میشد میگفت غلامم……منم میگفتم خاک پاتم و این حرفا.این قضیه هی بالا گرفت و تیکه ها دیگه از حد خارج شده بود که من دیگه به انتها رسوندمش.از پنجره کلاس داشتم محوطه رو نگاه میکردم که رفیقم حسن بین همه دخترا و پسرا داد زد:داش علی…..نوکر خر پدرتم…… منم هول شدم گفتم پدرم خودش خرته…

 

 

 

یادش بخیر …

دوره دبستان : میومدیم میگفتیم یه سوال هم غلط نداریم !

راهنمایی : یه غلط دارم !

دبیرستان : یه دونه درست زدم !

دانشگاه : فک کنم یه سوال رو فهمیدم …

 

 

 

 

 

یه دفعه یه استاد مَشتی تو دانشگاء داشتیم سر جلسه امتحان بود استاد اومد بالا سرم گفت فرمولت اشتباهه. گفتم گو نخور نوشتمش کف دستم!!!

  

 

 

دیگه بسه...شااااااد بااااااااشید!

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
nafiseh

ایول راست میگی راستی کجا میری کلاس زبان